محمد خوانسارى
335
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
Dialectic جدل Dialectical جدلى Diallelon اصطلاح يونانى براى دور فاسد Dichotomy ثنائى Dictum de omni et nullo اصل همه و هيچ اين فرمول در حقيقت حاوى دو اصل است . و براى تصريح به آن دو بهتر است در فارسى به « اصل همه » و « اصل هيچ » ترجمه شود . omni اينست كه آنچه براىمقصود از اصل يك كلّى صادق است ، براى يكيك افراد آن يعنى براى همگى افراد آن صادق است . nullo آنست كه محمولى كهو مقصود از اصل به نحو كلّى سلب شود ، از تمام افراد آن هم سلب مىشود . اين دو اصل را مىتوان به نحو كلّىتر بيان كرد كه : هرچه براى يك كلّى صادق باشد ، براى همگى افراد آن و براى همهء كلّىهاى اخصّ از آن هم صادق است . و هرچه از اعم سلب شود ، از همهء افراد آن و از همه كليات اخصّ از آن قابل سلب است . اين دو اصل ، اساس و مبناى شكل اول قياس است . Didactic تعليمى Difference فصل Dilemma قياس ذوحدّين Discourse قول Discoursive ( / - intuitive ) نطقى ، تفكرى ، تدريجى Disjunct منفصل Disjunctive proposition قضيهء منفصلهء مانعة الجمع Disjunctive syllogism قياس استثنائى منفصل Disjunction ( - alternation ) انفصال Divisibility تقسيمپذيرى ، قابليّت انقسام ، قابل تقسيم بودن Division تقسيم